
كلمه ي حجاب هم به معني پوشيدن است و هم به معني پرده و حجاب يا حاجب . بيشتر استعمال آن به معني پرده است . ان كلمه از آن جهت به اين مفهوم مي باشد كه پرده وسيله ي پوشش است و شايد بتوان گفت كه به حسب اصل لغت ، هر پوششي حجاب نيست ، آن پوششي حجاب ناميده مي شود كه از طريق پشت پرده واقع شدن صورت مي گيرد . استعمال كلمه ي حجاب در مورد پوشش زن يك اصطلاح نسبتاً جديد است . در قديم و مخصوصاً در اصطلاح فقها چه در كتاب الصلوه و چه در كتاب النكاح كه معترض اين مطلب شده اند ، كلمه " ستر " را به كار برده اند نه كلمه حجاب را .
وظيفه پوشش كه اسلام براي زنان مقرر كرده است بدين معني نيست كه از خانه بيرون نروند . پوشش زن در اسلام اين است كه زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گري و خودنمايي نپردازد . آياتي كه در اين باره هست ، چه در سوره مباركه نور و چه در سوره مباركه احزاب ، حدود پوشش و تماس هاي زن و مرد را ذكر كرده است بدون آنكه كلمه حجاب را به كار برده باشد . تنها آيه اي كه كلمه ي حجاب در آن به كار رفته مربوط به زنان پيغمبر اسلام (ص) است . مي دانيم كه در قرآن كريم درباره ي زنان پيغمبر (ص) دستورهايي وارد شده است . اسلام عنايتي داشته كه زنان پيامبر (ص) چه در زمان حيات آن حضرت و چه بعد از وفات ايشان در خانه هاي خود بمانند . و دليل آن بيشتر در جهت منظورهاي اجتماعي و سياسي بوده است.
| |||
| |||
|
به اعتقاد جامعه شناسان هيچ پديده اجتماعى بدون علت رخ نمى دهد، جز آنكه ريشه يابى و شناخت علت برخى از آن ها چنان دشوار و پيچيده است كه گمان مى شود علت خاصى ندارد. اين پديده ها به سادگى رخ مى دهد و رشد مى يابد اما سامان دهى آن ها همچون كوه ها ناممكن است، يا همچون آب است كه به راحتى بر خاك جريان مى يابد اما چون در زمين فرو رود بيرون آوردن آن بسى دشوار است. موضوع پوشش زنان امروز از زمره همان پديده ها است كه در نگاه سطحى علت عمده آن ناآگاهى يا سست اعتقادى و ضعف ايمان است، اما به ديده عميق تر اين پديده برگرفته از عوامل روانى و اجتماعى ديگرى است كه چاره جويى براى آن بدون شناخت دقيق علت بروز آن ممكن نيست. چنانكه پزشك پيش از چاره انديشى براى درمان بيمار، درصدد شناخت عوامل بيمارى و علائم آن بر مى آيد، درد را از علائم آن تشخيص مى دهد و آنگاه به درمان مى پردازد، در پديده هاى اجتماعى نيز بدون شناخت علت دقيق هر پديده ارائه يك راهكار براى اصلاح همه آن ها همانند صدور يك نسخه براى همه دردها است كه نه تنها درد و ضايعه را برطرف نمى كند، گاه مشكل را پيچيده تر و درمان ناپذير مى گرداند. بى تفاوتى زنان و دختران به پوشش اندام، برگرفته از عوامل و انگيزه هاى متفاوتى است كه مبلغ بدون شناخت دقيق علت آن نمى تواند در طريق اصلاح رفتار فرد گامى مؤثر بر دارد. شايد يكى از عوامل بى تاثير شدن اندرزها در اين باره همين نكته باشد كه معمولا افراد بدون شناسايى انگيزه و علت بد حجابى، با روش و برخوردى ثابت در صدد اندرز و اصلاح بر مى آيند و چون نتيجه اى مشاهده نمى كنند، اينان دلسرد و آنان جسورتر مى گردند و رفته رفته از موضوعى عادى، مشكلى بزرگ پديد مى آيد. در اين نوشتار سعى شده است پيرامون برخى از انگيزه ها و عوامل مهم تر بد حجابى نكاتى ارائه و آنگاه شيوه كار تبليغى بيان شود. فهرست مطالب کتاب به شرح زیر است: ● پديده كم حجابى زنان دورنماى عوامل و انگيزه ها آموزگاران ناآزموده ● عوامل بى توجهى بانوان به پوشش اسلامى 1 - سستى و تزلزل ايمان 2 - انحراف اخلاقى و اعتقادى 3 - راهى براى ستيز با جامعه 4- احساس محدوديت، خشونت و سخت گيرى 5- انگيزه هاى سياسى 6- عوامل و انگيزه هاى روانى 7. تاثيرپذيرى از محيط 8. خودباختگى (كم پندارى خويشتن) 9. الگوهاى ناپذيرفته 10 - آموزه هاى اشتباه 11 - تظاهر به زيست مترقى اجتماعى | |||
خانم «نور» مدت یک و نیم سال میشود که به دین مقدس اسلام مشرف شده است. او فعلآ سال دوم دیپارتمنت بیولوژی را در کشور انگلستان ادامه میدهد. خانم نور اهل هندوستان است و داستان ایمان آوردنش را چنین بیان میدارد:
من در خانواده هندو بدنیا آمدم. خانواده ام بسیار زیاد پایبند آداب و رسوم هندو بودند. درآنجا زنان زندگی را تنها بزرگ شدن، ازدواج کردن، بدنیا آوردن فرزند و در خدمت شوهر بودن میدانند. زنان در خانواده های متعصب هندی مورد ظلم و ستم زیاد قرار میگیرند. اگر یک زن بیوه شود او مجبور است همیشه یک ساری سفید ومخصوص را بپوشد، از غذا های متنوع پرهیز کند و غذاهای گیاهی بخورد، موهایش را کوتاه کند و هرگز در طول زندگی با مرد دیگری ازدواج کرده نمیتواند. زن بعداز ازدواج مجبور است تا پول و اموال جهیزیه را به فامیل شوهرش باز پرداخت کند و فامیل شوهر حق دارند تا به هر نحوه ممکن پول جهیزیه را از عروس شان بگیرند و حتی بسیاری موارد با خشونت با عروس شان بدرفتاری میکنند و داشتن و نداشتن پول ملاحظه نمیشود. روی این اساس زنان هندی به شدت از شوهر و فامیل شوهر شان میترسند و مجبور هستند که چه شوهرشان با آنها خوب رفتارکند و چه نکند با او بسازند هرچند از طرف شوهر مورد ستم قرارگیرند.
خشونت با زنان در همین جا بسنده نمیشود اگر بعد از ازدواج زن توانایی پرداخت هزینه جهیزیه را نداشت، شکنجه های جسمی و روحی در انتظارش میباشد که این شکنجه ها بالاخره با «قربانی آشپزخانه» پایان میابد. یعنی زن مظلوم بخاطر نپرداختن پول جهیزیه باید در آشپزخانه قربانی شود. وقتی زنی محکوم به «قربانی آشپزخانه» میشود، شوهر و یا مادر شوهر زمینه را طوری آماده میسازند تا عروس شان در حین آشپزی در آشپزخانه دچار آتش سوزی شود و تلاش میشود تا این حادثه یک مرگ طبیعی جلوه داده شود. این چنین حادثات در هند زیاد واقع میشود یک مثال آن دختر یکی از دوستان پدرم بود که سال پیش عنعنات خرافی هندوی او را محکوم به چنین سرنوشتی کرد و جانش را از دست داد.
به نام خدائی که حضرت زهرا را آفرید تا
مقام والای زن را به جهانیان نشان دهد.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
ادامه مطلب...
خصیصه حیا و شرم به طور طبیعی، در زن بیش از مرد وجود دارد. به همین دلیل است که زن فطرتاً و از روی طبع و غریزه، میل به پوشش بدن خود در مقابل نامحرم دارد و از برهنگی دچار اضطراب میشود. شواهد فراوانی در اسلام بر فطری و غریزی بودن حیا برای زن وجود دارند و قرآن نيز به این مطلب اشاره کرده است. زنان به عنوان نیمی از پیکره جامعه نقش بسیار مهمی در ایجاد و گسترش عفّت، پاکدامنی و اخلاق در بین جوامع بشری دارند. عفّت و حیای زن، که یکی از مهمترین عوامل حفظ و بقای عفّت عمومی است، نه تنها در تمام ادیان و مذاهب الهی مورد تأکید قرار گرفته، بلکه افکار بشری نیز آن را مورد تأیید قرار دادهاند. از نظر اسلام، اهمیت این موضوع به حدّی است که برخی روایات آن را «تمام دین» میدانند. در روایتی از پیامبر اکرم(ص) آمده که فرمودند: حیا تمام دین است. امام علی(ع) نیز در مورد عفّت و پاکدامنی میفرمایند: «عفّت و پاکدامنی منشأ هر خیری است.» به همین منظور، در تمام ادیان و مذاهب آسمانی، قوانین گوناگونی برای حفظ و بقای عفّت و حیای عمومی وضع شدهاند، که «حجاب» و پوشش زن از جمله آنهاست. «حجاب»، که به معنای پوشیدن تمام بدن و زیباییهای ظاهری زن در برابر مردان بیگانه است، برای پیشگیری و مهار برخی گرایشها و رفتارهای خودنمایانه و وسوسهانگیز میباشد.
حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمیتوان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.
اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب میتواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که میتواند از لغزشها و گناههای روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید.
علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی میکند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شدهاند.

حضرت زینب (س): ضمن اینکه مظهر شجاعت/علم/ادب/صبر/جهاد و سایر فضائل است.
در بعد عفاف در مرتبه بالایی قرار دارد.
بهترین فضیلت برای زن چیست؟
پیامبر (ص) پرسید:برای زنان بهترین ارزش چیست؟
حضرت زهرا (س) در پاسخ فرمود:
بهترین چیز برای زن این است که مردی را نبیند و مردی هم اورا نبیند.
بنابر گواهی متون تاریخی، در اكثر قریب به اتفاق ملتها وآیینهای جهان، حجاب در بین زنان معمول بوده است؛ هر چند در طول تاریخ، فراز و نشیبهای زیادی را طی كرده وگاهی با اعمال سلیقه حاكمان، تشدید یا تخفیف یافته است، ولی هیچگاه به طور كامل از بین نرفته است. مورخان به ندرت از اقوام بدوی كه زنانشان دارای پوشش مناسب نبوده و یا به صورت برهنه در اجتماع ظاهر میشدند، یاد میكنند.
پارسیها به وسیله كوروش، دولت ماد را از میان برداشته و سلسله هخامنشی را تاسیس كردند. آنها از نظر لباس همانند مادها بودند. در مورد پوشاك خاص زنان این دوره آمده است: «از روی برخی نقوش مانده از آن زمان، به زنان بومی برمیخوریم كه پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین كوتاه است. به زنان دیگر آن دوره نیز برمیخوریم كه از پهلو به اسب سوارند. اینان چادری مستطیل بر روی همه لباس خود افكنده و در زیر آن، یك پیراهن بادامن بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است.
دایرهالمعارف لاروس درباره پوشش زنان یونان باستان میگوید: زنان یونانی در دورههای گذشته، صورت و اندامشان را تا روی پا میپوشاندند. این پوشش كه شفاف و بسیار زیبا بود، در جزایر كورس و امرجوس و دیگر جزایر ساخته میشد. زنان فنیقی نیز دارای پوششی سرخ بودند. سخن درباره حجاب، در لابلای كلمات قدیمیترین مولفین یونانی نیز به چشم میخورد، حتی «بنیلوب» (همسر پادشاه عولیس فرمانروای ایتاك) نیز با حجاب بوده است. زنان شهر «ثیب» دارای حجاب خاصی بودهاند، بدین صورت كه حتی صورتشان را نیز با تکه میپوشاندند. این تکه دارای دو منفذ بود كه جلوی چشمان قرار میگرفت تا بتوانند ببینند. در «اسپارته» دختران تا موقع ازدواج آزاد بودند، ولی بعد از ازدواج خود را از چشم مردان میپوشاندند. نقشهایی كه بر جای مانده، حكایت میكند كه زنان سر را میپوشانده، ولی صورتهایشان باز بوده است، و وقتی به بازار میرفتند، بر آنان واجب بوده است كه صورتهایشان را بپوشانند، خواه باكره و خواه دارای همسر باشند. حجاب در بین زنان سایبری و ساكنان آسیای صغیر و زنان شهرماد (و فارس و عرب) نیز وجود داشته است. زنان رومانیا از حجاب شدیدتری برخوردار بودهاند، به طوری كه وقتی از خانه خارج میشدند، با چادری بلند تمام بدن را تا روی پاها میپوشاندند و چیزی از برآمدگیهای بدن مشخص نمیشد.
یكی از تاریخنویسان غربی نیز شواهد زیادی دال بر وجود حجاب در بین زنان یونان و روم باستان آورده است. او درباره «الهه عفت» كه یكی از خدایان یونان باستان است، میگوید : «آرتمیس»، الهه عفت است و عالیترین نمونه (و الگو برای) دختران جوان به شمار میآید. دارای بدنی نیرومند و ورزیده و چابك و به زیور عفت و تقوا آراسته است.
همچنین درباره مردم یكی از قبائلی كه نهصد سال قبل از میلاد زندگی میكردهاند، آمده است: «بالاتر از ارمیان و در كنار دریای سیاه، «سكاها» بیابانگردی میكردند. آنها مردم وحشی و درشت اندام قبائل جنگی نیمه مغول و نیمه اروپایی بسیار نیرومندی بودند كه در ارابه به سر میبردند و زنان خود را سخت در پرده نگاه میداشتند.
این مورخ در جای دیگر میگوید: «زنان فقط در صورتی میتوانند خویشان و دوستان خود را ملاقات كنند و در جشنهای مذهبی و تماشاخانهها حضور یابند كه كاملا در حجاب باشند.
همچنین از قول یكی از فلاسفه یونان باستان، درباره شدت پوشش زن، نقل میكند: نام یك زن پاكدامن را نیز چون شخص او باید در خانه پنهان داشت.
درمورد پوشش زنان ایران باستان، مطالب زیادی در تاریخ وجود دارد. ویل دورانت درباره پوشش زنان ایران باستان و این كه حجاب بسیار سختی در بین آنان رایج بوده است، میگوید: «زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند كه جز در تخت روان روپوشدار از خانه بیرون بیایند. هرگز به آنان اجازه داده نمیشد كه آشكارا با مردان آمیزش (اختلاط) كنند. زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی را، ولو پدر یا برادرشان باشد، ببینند. در نقشهایی كه در ایران باستان برجای مانده، هیچ صورت زن دیده نمیشود و نامی از ایشان به نظر نمیرسد.
ازدایراه المعارف لاروس نیزبه دست میآید كه حجاب در بین مادها و پارسها وجود داشته است. همچنین در تفسیر اثنی عشری آمده است: «تاریخ نشان میدهد كه حجاب در فارس قدیم وجود داشته است.» در كیش «مازدیسنی» نامه شت مهاباد، آیه 90 گوید: زن خواهید و جفت گیرید وهم خوابه دیگری را نبینید و بر او منگرید و با او میامیزید.»
نصوصی كه بیانگر حجاب زنان ایران باستان است، نشان میدهد كه زنان در دورههای مختلفی چون دوره مادها، پارسیها (هخامنشیان)، اشكانیان و سامانیان دارای حجاب و پوشش بودهاند، كه به چند نمونه آن اشاره میشود:
دوره مادها:
دركتاب «پوشاك باستانی ایرانیان» آمده: «اصلی كه باید در نظر داشت، این است كه طبق نقوش برجسته و مجسمههای ماقبل میلاد، پوشاك زنان آن دوره (مادها) از لحاظ شكل (با كمی تفاوت) با پوشاك مردان یكسان است.
وی در ادامه برای توضیح نقوش برجای مانده مینویسد: «مرد و زن به واسطه اختلافی كه میان پوشش سرشان وجود دارد، از هم تمییز داده میشوند. به نظر میرسد كه زنان پوششی نیز روی سر خود گذاردهاند و از زیر آن گیسوهای بلندشان نمایان است.»
دوره پارسیها (هخامنشیان):
دانشمندان، تاریخ حجاب و پوشش زن را به دوران ما قبل از تاریخ و عصر حجر نسبت میدهند، كتاب «زن در آینه تاریخ» پس از طرح مفصل علل و عوامل تاریخی حجاب، مینویسد: با توجه به علل ذكر شده و بررسی آثار و نقوش به دست آمده، پیدایش حجاب به دوران پیش از مذاهب مربوط میشود، و به این دلایل، عقیده عدهای كه میگویند «مذهب» موجد حجاب میباشد، صحت ندارد، ولی باید پذیرفت كه در دگرگونی و تكمیل آن بسیار موثر بوده است .
الف) فایدهی حجاب در بُعد فردی:
یکی از فواید و آثار مهم حجاب در بُعد فردی، ایجاد آرامش روانی بین افراد جامعه است که یکی از عوامل ایجاد آن عدم تهییج و تحریک جنسی است؛ در مقابل، فقدان حجاب و آزادی معاشرتهای بیبندوبار میان زن و مرد، هیجانها و التهابهای جنسی را فزونی میبخشد. غریزهی جنسی، غریزهای نیرومند، عمیق و دریا صفت است که هرچه بیشتر اطاعت شود بیشتر سرکش میگردد؛ همچون آتشی که هرچه هیزم آن زیادتر شود شعلهورتر میگردد. بهترین شاهد بر این مطلب این است که در جهان غرب که با رواج بیحیایی و برهنگی، اطاعت از غریزهی جنسی بیشتر شده. این مطلب پاسخ روشن و قاطع به افرادی است که قایلاند همهی گرفتاریهایی که در کشورهای اسلامی و شرقی بر سر غریزهی جنسی وجود دارد، ناشی از محدودیتهاست؛ و اگر به کلی هرگونه محدودیتی برداشته شود و روابط جنسی آزاد شود، این حرص و ولعی که وجود دارد، از بین میرود.
البته از این افراد باید پرسید؛ آیا غرب که محدودیت روابط زن و مرد و دختر و پسر را برداشته است، حرص و ولع جنسی در بین آنان فروکش کرده است یا افزایش یافته است؟! پاسخ هر انسان واقعبین و منصفی به این سؤال این است که نه تنها حرص و ولع جنسی در غرب افزایش یافته است، بلکه هر روز شکلهای جدیدتری از تمتّعات و بهرهبرداریهای جنسی در آنها رواج و رسمیت مییابد.
یکی از زنان غربی منصف، وضعیت جامعهی غرب را در مواجهه با غریزهی جنسی اینگونه توصیف کرده است:
کسانی میگویند مسئلهی غریزهی جنسی و مشکل زن و حجاب در جوامع غربی حل شده است؛ آری، اگر از زن رویگرداندن و به بچه و سگ و یا همجنس روی آوردن حل مسئله است، البته مدتی است این راه حل صورت گرفته است!!
ب) فایدهی حجاب در بُعد خانوادگی:
یکی از فواید مهم حجاب در بُعد خانوادگی، اختصاص یافتن التذاذهای جنسی، به محیط خانواده و در کادر ازدواج مشروع است. اختصاص مذکور، باعث پیوند و اتصال قویتر زن و شوهر، و در نتیجه استحکام بیشتر کانون خانواده میگردد؛ و برعکس، فقدان حجاب باعث انهدام نهاد خانواده است. یکی از نویسندگان، تأثیر برهنگی را در اضمحلال و خشکیدن درخت تنومند خانواده، این گونه بیان کرده است:
در جامعهای که برهنگی بر آن حاکم است، هر زن و مردی، همواره در حال مقایسه است؛ مقایسهی آنچه دارد با آنچه ندارد؛ و آنچه ریشهی خانوده را میسوزاند این است که این مقایسه آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن میزند. زنی که بیست یا سی سال در کنار شوهر خود زندگی کرده و با مشکلات زندگی جنگیده و در غم و شادی او شریک بوده است، پیداست که اندک اندک بهار چهرهاش شکفتگی خود را از دست میدهد و روی در خزان میگذارد. در چنین حالی که سخت محتاج عشق و مهربانی و وفاداری همسر خویش است، ناگهان زن جوانتری از راه میرسد و در کوچه و بازار، اداره و مدرسه، با پوشش نامناسب خود، به همسر او فرصت مقایسهای میدهد؛ و این مقدمهای میشود برای ویرانی اساس خانواده و بر باد رفتن امید زَنی که جوانی خود را نیز بر باد داده است؛ و همهی خواهران جوان لابد میدانند که هیچ جوانی نیست که به میانسالی و پیری نرسد و لابد میدانند که اگر امروز آنان جوان و با طراوتاند در فردای بیطراوتی آنان، باز هم جوانانی هستند که بتوانند برای خانوادهی فردای آنها، همان خطری را ایجاد کنند که خود آنان امروز برای خانوادهها ایجاد میکنند.
ج) فایدهی حجاب در بُعد اجتماعی :
یکی از فواید مهم حجاب در بُعد اجتماعی، حفظ و استیفای نیروی کار در سطح جامعه است. در مقابل، بیحجابی و بدحجابی باعث کشاندن لذتهای جنسی از محیط و کادر خانواده به اجتماع، و در نتیجه، تضعیف نیروی کار افراد جامعه میگردد. بدون تردید، مردی که در خیابان، بازار، اداره، کارخانه و … همواره با قیافههای محرّک و مهیّج زنان بدحجاب و آرایش کرده مواجه باشد، تمرکز نیروی کار او کاهش مییابد. برخلاف نظامها و کشورهای غربی، که میدان کار و فعالیتهای اجتماعی را با لذتجوییهای جنسی درهم میآمیزند،اسلام میخواهد با رعایت حجاب و پوشش، محیط اجتماع از اینگونه لذتها پاک شده، و لذتهای جنسی، فقط در کادر خانواده و با ازدواج مشروع انجام شود.
د) فایدهی حجاب در بُعد اقتصادی :
استفاده از حجاب و پوشش، به ویژه در شکل چادر مشکی، به دلیل سادگی و ایجاد یکدستی در پوشش بانوان در بیرون منزل، میتواند از بُعد اقتصادی نیز تأثیر مثبت در کاهش تقاضاهای مدپرستی بانوان داشته باشد؛ البته به شرط اینکه خود چادر مشکی دستخوشِ این تقاضاها نگردد. متأسفانه بعضاً مظاهر مدپرستی در چادرهای مشکی نیز مشاهده میگردد، به گونه
ای که برخی از بانوان به جای استفاده از چادرهای مشکی متین و باوقار، به چادرهای مشکی، توری، نازک و دارای طرحهای جِلف و سبک که با هدف و فلسفه حجاب و پوشش تناسبی ندارند روی میآورند.یکی از دانشجویان محجبه دربارهی رواج فرهنگ مدگرایی در خاطرات قبل از انقلاب خود گفته است:
یادم میآید آن وقتها که حجاب نداشتم، اگر دو روز پشت سر هم قرار بود که به خانهی کسی بروم، لباسی را که امروز پوشیده بودم، حاضر نمیشدم فردا بپوشم! احساس میکردم مسخره است و سعی داشتم حتی اگر شده، لباس دیگران را به عاریه بگیرم و بپوشم، تا من هم با لباس جدیدی رفته باشم. این کارها واقعاً رفاه حال و راحتی را از خانمها سلب کرده بود. علاوه بر فواید یاد شده، به طور فهرستوار فواید و آثار دیگری نیز برای حجاب و پوشش میتوان نام برد، که مهمترین آنها عبارتند از:
ـ حفظ ارزشهای انسانی؛ مانند عفت، حیا و متانت در جامعه و کاهش مفاسد اجتماعی.
ـ هدایت،کنترل و بهرهمندی صحیح و مطلوب از امیال وغرایز انسانی.
ـ تأمین و تضمین سلامت و پاکی نسل افراد جامعه.
آيا يك زن با حجاب ، كه در پوشش ايمان درآمده و لباس اسلام به تن كرده و خود را به روپوش كرامت و شرف آراسته و خشنودى خدا را جلب كرده و به درجات بهشت نائل گرديده و شخصيت واحترام و پاكدامنى را در خود افزايش داده كه وقتيكه انسان به او نگاه ميكند، چيزى جز حجاب و چادر نمى بيند، و اصلاً نمى داند كه آيا او جوان است يا پير؟ زشت است يا زيبا؟ از اين رو با ديده احترام به او نظر مى كند و در صدد آزارش برنمى آيد، چون مى داند او زنى است كه بدينش پاى بند است و نگهبان شرافت و متمسك به اسلام خويش مى باشد و از پستى اِباء دارد، و از بى حجابى و خود نمايى پاك است و از فساد و انحراف دورى مى گزيند. برتر است ...
زيرا همه اينها در اثر بى حجابى و بدحجابى بر او پيش مى آيد.دو زن را با هم مقايسه كنيد كدام يك بهتر است ؟ كداميك سنگين تر و محترم هستند، كدام يك از نظر مقام و مرتبه عالى ترند؟
شرافت خود را از دست بدهد، و در كرامت خويش زيان ببيند، و در بدبختى و بيچارگى و بدحالى قرار گيرد.
يا يك زن بى حجاب يا بد حجاب كه لباس حيا را از تن بيرون آورده و روپوش ايمان را كنده (زيرا كه در حديث است حيا از ايمان است و كسيكه حيا ندارد ايمان ندارد) و فرمان قرآن را مخالفت كرده وبى بند و بارى و خودنمائى را مانند زنان جاهليت قديم پيش گرفته ، و به زنان يهودى و مسيحى شبيه شده و عظمت و شخصيت خود را از دست داده ، و بدنش را نمايان و صورت و دستها و سينه و زينتهاى بدنش را آشكار ساخته ، نظر بدكاران را به خود جلب كرده و چشم خيانتكاران را بر خود خيره نموده و بدنش را مانند كالائى در بازار در معرض نمايش گذاشته و در معرض ديد همگان قرار داده چه بسا او را مسخره و بيچاره كنند، و گاهى به او تجاوز نمايند و عفّت او را از بين ببرند و...

رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: 
وقتي دخترم، فاطمه، وارد صحراي محشر شود، لباسي از کرامت بر تن دارد که با آب حيات شستشو داده شده است و تمام مردم، حيرتزده به او مينگرند. سپس هزار حلهي* بهشتي براي او حاضر ميشود که بر هر کدام از آنها به خط سبز نوشته شده:
« دختر محمد را به بهترين صورت و هيأت و با عزت تمام وارد بهشت کنيد.»
سپس او را همچون يک عروس وارد بهشت ميکنند.
(حله: عبارت است از جامه اي سرتاسري و ارزشمند. )
منابع:
بحارالانوار، ج 43، ص 221، ح 6.
حضرت موسي بن جعفر عليه السلام از پدران گراميش از حضرت اميرالمؤمنين علي عليه السلام نقل فرمود که:
روزي شخص نابينايي اجازه ورود خواست. فاطمه عليهاسلام برخاست و چادر به سر کرد.
رسول خدا فرمود:« چرا از او رو ميگيري، او که تو را نميبيند؟»
فاطمه عرض کرد:« او مرا نميبيند، اما من که او را مي بينم. و او اگر چه مرا نميبيند ولي بوي مرا که حس ميکند.»
رسول خدا فرمود:« شهادت مي دهم که تو پاره تن مني.»
روزي رسول خدا از اصحاب خود پرسيد:« نزديکترين حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. اين سؤال به گوش فاطمه عليهاسلام رسيد. فاطمه فرمود:« نزديکترين حالات زن به پروردگارش وقتي است که در خانه اش بنشيند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.)»
وقتي رسول خدا اين سخن را شنيد، فرمود:« فاطمه پاره تن من است.»
اميرالمؤمنين عليه السلام ميفرمايد: روزي رسول خدا از ما پرسيد:« بهترين کار براي زنان چيست؟»
فاطمه عليهاسلام پاسخ داد:« بهترين کار براي زنان اين است که مردان را نبينند و مردان نيز آنها را نبينند »
رسول خدا فرمود:« فاطمه پاره تن من است »
رسول خدا بعد از ازدواج فاطمه عليهاسلام کارها را بين او و علي عليه السلام تقسيم کرد و فرمود کارهاي منزل با فاطمه و کارهاي خارج از منزل با علي.
فاطمه عليها سلام ميفرمايد:« هيچ کس نميداند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پيش چشم مردان معاف کرد.»
روزي فاطمه زهرا سلام الله عليها به اسماء فرمود:« چه بد است اين تختههايي که بدن مرده را براي تشييع جنازه روي آن ميگذارند! زيرا وقتي زني را روي آن قرار مي دهند و پارچه اي بر بدنش مي کشند، حجم بدن او معلوم است.»
اسماء گفت:« من که در حبشه بودم، ميديدم مردم آنجا تابوتي از چوب درست ميکردند و مرده را داخل آن ميگذاشتند.»
سپس اسماء با چوب خرما تابوتي لبهدار درست کرد و به فاطمه عليهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسيار خوشحال شد و فرمود:« اين خيلي خوب است. وقتي مرده را داخل آن قرار دهند و پارچهاي روي آن بکشند، ديگر معلوم نميشود مرده مرد است يا زن.» و فرمود:« پس از مرگم، مرا در همين تابوت بگذاريد.»
منابع:
بحارالانوار، ج 43، صفحات 91 و 93 و 54 و 81 و 189.
بحار/92/43 اول صفحه -
بحار/189/43 -
بحار1/81/43-
بحار/54/43 -





